تبليغاتX
میهن سبز
میهن سبز

ز رور گذر كردن انديشه كن پرستيدن دادگر پيشه كن
 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

پيوندهاي روزانه

 



امروز آروزیم را به تو می بخشم

روی نیمکت نشسته بود و به پرنده ها غذا می داد

و برایشان خرده نان می ریخت

و حتی یک کلمه هم حرف نمی زد

کنارش نشستم

و با او از فقر و جنگ

و این که چرا باید به زندگی ادامه داد حرف زدم

آرام جواب داد :

« در تمام زندگی سعی کرده ام

 وجودم اندکی دنیای پیرامونم را تغییر بدهد

امروز این آرزویم را به تو می بخشم

تا بتوانی با کارههای بسیار کوچک

اندکی دنیای پیرامونت را تغییر بدهی

آینده از آن توست

هر وقت ناامید می شوی

و احساس دلسردی می کنی

چشم هایت را باز کن و به اطراف بنگر

دنبال کسی نباش که تقصیرها را به گردنش بیندازی

بلکه دنبال انگیزه ای باش

که دوباره از جا بلند شوی

ممکن است تغییراتی که ایجاد می کنی

همیشه به چشم نیایند

اما از کجا معلوم ؟

شاید به یک کودک فرصت بدهی

که آرزویی کند

پس دست به کار شو

شاید برای کمک به نوع بشر

راه حل کوچکی به ذهن تو برسد

در تمام زندگی سعی کردم

 وجودم اندکی دنبال پیرامونم را تغییر بدهد

امروز این آرزویم را به تو می بخشم.»

 

 

 

 

 

***

امروز تصمیم گرفتم کمی قدم بزنم

 از کنار نوجوانی گذشتم

که صدای ضبط صوتش را خیلی بلند کرده بود

صدای آن را کم کرد

و چند دقیقه با هم گپ زدیم

از بی خانمانی

و از خیابان های پر از جنایت

پرسید :« آیا نسل من فرصت پیدا نمی کند

تا با اطعام گرسنگان

و پناه دادن به بیچارگان اندکی از این نابهنجاری ها بکاهد؟»

با ملایمت گفتم :

« در تمام زندگی سعی کردم

وجودم اندکی دنبال پیرامونم را تغییر بدهد

امروز این آرزو را به تو می بخشم

 تا بتونی با کارهای بسیار کوچک

اندکی دنیای پیرامونت را تغییر بدهی

خدا کند دنیای مان را به جای بهتری تبدیل کنیم

ولی باید سخت  و جدی کار کنیم

همچنان گام بردار

تا آرزوی و تغییرات نسل تو به  وقوع بپیوندند

روزی ما با هم یکی خواهیم شد

 و آن زمان

تو آن نسل قدیمی خواهی بود

که به پشت سر نگاه می کنی

تا ببینی پاسخ سوالاتت را چگونه گرفته ای

تثبیت فردا

کار امروز توست

در تمام زندگی سعی کرده ام

وجودم اندکی دنبال پیرامونم را تغییر بدهد

امروز این آرزویم را به تو می بخشم

تا بتوانی با کارهای بسیار کوچک

اندکی دنیای پیرامونت را تغییر بدهی.»


شنبه سی و یکم فروردین 1387 توسط محبوبه عمو آقایی



فرسایش

نحوه شکل گیری فرآیند فرسایش

با اجتماع تدریجی رسوبات ، وزنشان هم بالا رفته و آب درون آنها نیز خارج می‌شود. این روند به سخت شدن رسوبات منتهی می‌گردد. لایه‌های رسوبی فوق گاه چنان در پوسته زمین فرو رفته که به قسمتهای بسیار گرم آن رسیده و در پی ذوب شدن به صورت ماگما در می‌آیند. در روندی دیگر ، ‌این لایه‌ها بالا آمده و کوههایی متشکل از سنگهای رسوبی را پدید می‌آورند. تمامی فرآیندهای تشکیل سنگ ، بالا آمدگی ، فرسایش و رسوبگذاری ، مراحلی از یک چرخه پیوسته از رخدادهای زمین‌شناسی هستند.
تصویر

تمام سنگها در سطح زمین در اثر پدیده‌های مختلف فرسایش خصوصا در اثر تغییرات آب و هوا ، تجزیه و متلاشی می‌شوند. هوازدگی کمکی که به فرسایش می‌کند، سائیدن قطعه سنگها و حمل آنها به جاهای دیگر است. این عمل منجر به تسطیع و سست شدن تدریجی سطح زمین می‌شود.

عوامل مؤثر در فرسایش

نیروی متحرک در تمام حالات فرسایش ، نیروی کشش جاذبه به طرف پایین است. اما عوامل اصلی که توسط آن سنگها تخریب و جابجا می‌شوند، رودخانه‌ها ، یخچالها ، امواج و جریانهای باد است. مواد رسی در اثر پدیده‌ای به نام حرکات توده‌ای به طرف پایین می‌لغزند.

عوارض سطحی ایجاد شده توسط فرسایش

بسیار از عوارض سطح زمین دارای اشکال مشخصی هستند که پدیده‌های عمده‌ای را که تحت تاثیر آن شکل گرفته‌اند را منعکس می‌کنند. مثالهای بارز در این مورد عبارتند از : دره‌های رودخانه‌ای ، دره‌های یخچالی ، دریابارهای ساحلی (دیواره‌های قائم فرسایش یافته با شیب زیاد) و آثار لغزیدگی زمین. عوامل جوی چون مقدار و پراکندگی فصل باران ، برف تبخیر و نوسان درجه حرارت و جهت باد ، پدیده‌های فرسایشی را در هر ناحیه کنترل می‌کنند.
تصویر



فرسایش در گذشته

شرایط آب و هوایی زمین پیوسته در حال تغییر است. مثلا میلیونها سال گذشته قشرهای یخی ، نواحی معتدل امروزی را به وسعت زیادی می‌پوشانیدند و با تغییرات چرخه اتمسفر باعث بارندگی کافی در قسمتهایی از صحرای آمریکا و سبب نگهداری رودخانه‌های دائمی گردیده است. همینطور بعضی از نواحی گرمسیری که در حال حاضر مرطوب می‌باشند، در گذشته شرایط صحرایی داشته‌اند.

فرآیندهای فرسایش در این محلها با پدیده‌های امروزی متفاوت بوده است و خیلی از ساختمانهای مناظر امروزی تحت شرایط حاکم در گذشته شکل گرفته‌اند و سنگهایی با مقاومت متنوع که به نسبتهای متفاوت تحت تاثیر خوردگی ، کج شدگی و گسل خوردگی قرار داشته‌اند، در معرض هوازدگی و فرسایش قرار گرفته‌اند. مثلا فرسایش بلافاصله در طول خطوط ضعیف مانند درز گسل‌ها عمل نموده است.

شکلهای مختلف فرسایش

فرسایش ارتفاعات

در طول مدت زیاد فرسایش ارتفاعات را از بین برده و آنها را تبدیل به دشت کم ارتفاع می‌کند که در آن ساختمانهای زمین شناسی به صور مختلف تشکیل گردیده است. این دشت‌ها ممکن است در نتیجه بالا آمدگی پوسته قاره‌ای تشکیل فلات را بدهند که با ارتفاع بلندتر و شیب تندتر رود‌خانه‌ها مشخص‌اند و دره‌های عمیق و تنگی را حفر می‌کنند.

فرسایش نواحی شیب‌دار

در نواحی شیب‌دار ، فرسایش سریع و با شتاب بیشتری صورت می‌گیرد. در نواحی نیمه خشک شیب‌دار پوشش‌های گیاهی تا اندازه‌ای مانع فرسایش می‌شوند. اما در صحراها و زمین‌های سرد ، فرسایش آهسته تر عمل می‌نماید. بطور کلی نسبت فرسایش برای زمین‌های خشک (زمین‌هایی که از آب بیرون هستند) 8.6 سانتیمتر در 1000 سال برآورد شده است.
تصویر

فرسایش سطح زمین توسط باد

فرسایش بادی به دو صورت «روبش یا بادروبی» و «سایش» است. در جا‌هایی از سطح زمین که پوشیده از ذرات ریز و ناپیوسته و عاری از رطوبت و پوشش گیاهی است، جریان هوا می‌تواند ذرات را با خود حمل کند. باد بردگی تا رسیدن به سطح ایستابی ادامه می‌یابد. در جاهایی که زمین از ذرات ریز (لای و ماسه) و درشت (قلوه سنگ و شن) درست شده است، باد بطور انتخابی ذرات ریز را حمل می‌کند و ذرات درشت به تدریج به صورت پوش ممتدی در می‌آیند که اصطلاحا «سنگفرش بیابان» نامیده می‌شود. این پوشش ، از فرسایش بیشتر سطح زمین توسط باد جلوگیری می‌کند.

هر چه سرعت باد بیشتر باشد ذرات را به ارتفاع زیادتری بلند می‌کند، به فاصله دورتر می‌برد و بالاخره ذرات بزرگتری را حمل می‌کند. ذرات حمل شده بوسیله باد ، مخصوصا بادهای قوی ، به دو بخش بار بستری و بار معلق تقسیم می‌شوند. ذراتی که توسط باد حمل می‌شوند پس از برخورد به موانعی که بر سر راه آنها قرار دارند، موجب سایش سطح آنها می‌شوند. قطعات و تکه سنگهای پراکنده ، بیرون زدگیها و حتی موانع مصنوعی از قبیل ساختمانها ، دیوارها ، تیرهای برق یا تلفن ممکن است در معرض فرسایش بادی قرار گیرند. سایش معمولا در اثر برخورد ذراتی که نزدیک سطح زمین حرکت می‌کنند، انجام می‌گیرد.

سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 توسط 



خلیج همیشه فارس

درود

امروز صبح تو راه دانشگاه یه پیامک دریافت کردم

پیامکی که نوشته بود که اسم خایج فارس را به خلیج عرب تغییر داده

اون موقعه یاد گروه یاس اوفتادم

 

"گوش بده تا بگم به تو نیتمو

دارن از بین می برن هویتمو

تاریخ خاک سرزمین آریایی

داره فریاد می زنه تا ما بیاییم

پس حالا وقتش بشنوی که ایران وطن من همون کشوری که

بعد از 7000 سال ایران سرپاست

هنوزم دل ایرانیان دریاست

بشنو هموطن من اینو از یاس که واسه وطنم منم سرباز

اعتراض من می شه مثل گلوله شلیک بیا باهم بخونیم سرود ملی

خواهر ؛ برادر من ای هموطن

تمدن ایرانیا هست در خطر

همه ما سربازان زیر پرچمیم نمی گذاریم از ما بگه هر اجنبی

واسه ما ایرانی ها ملاک هر نفره که روی گردن ما پلاک فرووهره

اتحاد ما واسه دشمن اضطرابه اسم ایران واسه ما مایه ی  افتخاره

احترام  به ایران یه خار تو چشمه کسایی که می خوان بزنن ضربه بهش

مثل تشنگی گندم به آب مثل نم نم بارون بوی خاک

مثل تو ،مثل چشم پاک بوی خاک

وطن عشق تو توی قلبمه

خوندن از وطن حسه منه

عشق من خاک میهنه

ایران.

...

هر جای این کره خاکی هستی هموطن

تا وقتی که خون تو می دمه در بدن

حاضر نشو که خودتو راضی کنی که هر بیگانه با فرهنگ تو بازی کنه

تاریخ ایران من هویته منه

ایران دفاع از تو نیته منه"

 

اینم جایی که باید اعتراضتون را نشون بدید

بدرود


شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 توسط محبوبه عمو آقایی



" استاندار اصفهان پیش بینی کرده سال 87 سال بحران جدی برای زاینده رود باشد

وی اذعان داشت گرچه این بحران به اندازه بحران زاینده رود در سال 80 جدی  و شدید نخواهد بود اما با انجام اقدامات پیشگیرانه به منظور کاهش شدت این بحرا ضروری است.

این مفام مسئول به برنامه های کمیته بحران استان در این خصوص اشاره و اضافه کرد قطع آب زاینده رود نسبت به دیگر راهکارهای فعلی بهترین گزینه به منظور مواجهه با بحران بوده و در مقایسه با دیگر موارد محدودیت کمتری را به دنبال دارد."

 

درود

 این خبر گزیده ای از همشهری 21 فروردین درج گردیده است

به نظرم خوبه کم کم دارن می فهمن بحران آب جدیه.

طبق آمار ها و اطلاعات خودم هم، داریم به یک خشکسالی نزدیک می شیم

وقتی این خبر را خوندم به ذهنم رسید در بین کدام راهها این بهترین راه است.

قبلش اعتراف می کنم هنوز در مورد این مسئله با استادم حرف نزدم و فقط دیدگاه خودم رابیان می کنم.

اول باید توجه کرد که آب زاینده رود برای پائین دستی ها منبع در آمد و کشاورزی است

البته هرچند هم که آلوده باشه .

دوم این که برای تالاب گاو خونی هم اهمیت حیاتی داره تالاب یم بیوم حساسه . آیا از نظر بوم شناسی بررسی شده که صدمه ای به آن وارد نشه که من تضمینی نمی دم

سوم حتما فلکه های آب را در میادین و چهارراه ها دیدید. زمان آبیاری چمن ها گیاه پر آب که دیگه گفتن نداره

آیا آنها هم مورد بررسی قرار گرفته است

چهارم دقیقا نمی دونم کی ولی اون موقعه که عرض رودخانه را از حالت طبیعی خارج کردن به مسئله تبخیر و مقدار آبی که سالانه از دست می دیم فکر کردند.

اصلا در این کار بو شناسان ، متخصصان مسئله آب را در جریان قرار دادند و از آنها مشورت خواستند

اینها و سوالات دیگه که بی جواب می مونه

باید ببینیم تا کی می خوایم این راه را ادامه بدیم ؟کی به راه اصولی و توسعه پایدار فکر می کنیم ؟ کی سیاست را از کارهای مربوط به حیات و زندگی مردم خارج می کنیم ؟

بدرود

برایتون سلامتی

و برای زاینده رود پر آبی آرزو می کنم

روزی علت نام گذاری زاینده رود را توضیح خواهم داد .

 

 


پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 توسط محبوبه عمو آقایی



13 بدر

درود

اگر چه امروز 14 فروردین ولی می خوام  در مورد 13 بدر بنویسم

جشن طبیعت

جشنی که ارتباط مستقیم با رشته مون داره

امیدوارم دیروز صدمه ای بهش وارد نشده باشه

البته می دونم که نشده

 

«عدد سیزده در نزد ایرانیان و جوامع کهن به خاطر خاصیت بخش نا پذیری آن ، عددی بد قلق دانسته می شده است . باور به نحس بودن این عدد از زمانهای کهن به جا مانده است که در فرهنگ و باور اروپاییان و حتی سرخپوستان آمریکایی نیز وجود دارد.البته باور به نحس بودن روز سیزده بدر نوروز ایرانیان قدمت چندانی ندارد و از زمان صفویه باب شده است.انتخاب سیزده برای این جشن ایرانیان نه به دلیل نحس بودن آن ،بلکه از آن روی است که روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری های ایرانی از آن ایزد "تیشتر " ، ایزد آورنده باران است و ایرانیان این روز را برای خجستگی بسیار آن انتخاب کرده اند و اینکه در برخی نواحی نیز که سیزده بدر را در روز چهارشنبه برگزار می کنند به همین علت بوده است چرا که روز چهارشنبه در ایران باستان با نام " تیشتر شید " ساخته می شد و چهارشنبه و روز سیزدهم را به هم مربوط می کرد .

بعد از اسلام چون اعراب 13 را نحس شمرده اند اینگونه تفسیر کرده اند که مردم به خاطر نحسی و دوری از آن به کوه و صحرا می روند. اما در واقع رفتن ایرانیان به کوه و صحرا به دلیل روز تیر روز سیزدهم هر ماه است تیر که پهلوی آن را تیشتر می گویند . فرشته مقدس تیر در کیش مزدیسی  فرشته آبها و جویهای روان است . ایرانیان برای گرامی داشتن او در این روز به کنار نهرها و جویبارهای روان می رفتند و آنروز را به شادی می پرداختند.

ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است روز سیزدهم نوروز را به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دوره نوروز را به پایان می رسانیدند»

بر گرفته از نمادها و سنتهای ایران از کیوان سالمی فیه

همه ی اینها نشان دهنده ی اهمیت دادن پدرانمون به طبیعت است پس چرا حالا وضعش این طوری شده را نمی فهمم

البته کمی به خاطر سیاست دولت مرکزی است ولی بقیه اش به خودمون بستگی داره

همون طوری که اگر یه جای دنیا بخواند درختی را قطع کنند مردم دورش حلقه می زنند و یا زیر ماشین می خوابند که اگر می خواند به طبیعت صدمه بزنند قبلش آنها را از بین ببرند

این احساس روزی در ایران زنده بود

امیدوارم قبل از اینکه دیر بشه دوباره زنده بشه

امیدوارم تعطیلات خوبی را طی کرده باشید

و به زودی پر انرژی سر کاراتون برگردید

بدرود

تا بعد

 

  

  


چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 توسط محبوبه عمو آقایی



به کدامین گناه

به نام نقاش بال پروانه ها

 

 

   هرگزم نقشِ تو از لوح دل و جان نرود      

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

    از دماغ من سر گشته خیال دهنت             

            بجفای فلک و غصه دوران نرود        

    در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند

             تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود

    هر چه جز بار غمت بر دل مسکین منست 

برود از دل من و ز دل من آن نرود

    آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود از دل و از جان نرود

    گر رود از پی خوبان دل من معذور است

درد دارد چه کند کز پی درمان نرود

هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان

دل بخوبان ندهد وز پی ایشان نرود

 

 

درود

این روزها هوا بسیار خوبه و هوای اصفهان بهاری و لذت بخشه.

مسافر هم خیلی اومده .آب پشت سد را که 20% کمتر از سال قبل بود و تا چند هفته پیش بسته بود  را هم باز کردند امیدوارم زاینده رود همیشه پر آب باشه که اگر نباشه اصفهان هم نیست هر چند به اون خیلی اهمیت نمی دیم .

صبح 28 اسفند خیابون شلوغ بود نفهمیدم چرا ولی خیلی اهمیت ندادم .

شب بابام گفتند دختر همسایه مون همون که که مریض بود فوت شده . وقتی بیشتر توضیح دادند فهمیدم یک خانم جوان که یه بچه داشت بعد از ابتلا به MS  فوت شده و شلوغی صبح برای همین بوده

دو روز مونده به سال جدید به یه بهار یه گل پرپر شد و مرد اگر همه مسائل ژنتیکی و مشکلات عصبیش را کنار بگذاریم ماهم تو مرگش سهیمیم

نمی خوام علیه سرنوشت حرف بزنم ، می دونم مرگ حقه ولی به قول استادم چه مرگی ، این هوای آلوده ،آب آلوده است که لااقل خطر ابتلا به MS و سرطان را بیشتر می کنه و تقریبا خیلی ها می دونن البته شاید من فکر می کنم خیلی ها می دونن اما لااقل مسئولین که می دونن چون انکار می کنند.

اما می خوام بدونم تو این قرن 21 ، تو این سال جدید بازم قلبامون سنگی تر از قبل می شه که این مرگها برایمون روزمرگی شده .

دیگه دوست ندارم موضوع را کش بدم ولی امیدوارم روزی برسه که مثل قدیما مرگ یه انسان ناراحتمون کنه .

روزی برسه که خودمون را در شادی و غم هم سهیم بدونیم و از مسئولیتمون فرار نکنیم.

 

 دست از طلب ندارم تا کام من برآید           یا تن رسد بجانان یا جان ز تن برآید

   بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر          کز آتش درونم دود از کفن برآید

 

 

 

 

 

 

 

 


پنجشنبه هشتم فروردین 1387 توسط محبوبه عمو آقایی



Blog Skin