|
v مبارز راه روشنایی می داند که هیچ انسانی یک جزیره نیست.
او می داند که نمی تواند به تنهایی مبارزه کند. نقشه او هر چه باشد ، همواره به دیگران وابسته است. او نیاز دارد که درباره نحوه ی مبارز با دیگران بحث کند ، از دیگران کمک بخواهد و در لحظات استراحت با کسی درباره ماجراهای نبرد خویش سخن بگوید...
v مبارز راه روشنایی با همراهانش دور آتش می نشیند . آنان از پیروزی خویش سخن می گویند. بیگانگانی که به گروه می پیوندند گرامی داشته می شوند زیرا انان به زندگی خویش و به مبارزه درست افتخار می کنند...
v مبارز راه روشنایی هرگز قلبش را با احساس نفرت آلوده نمی کند. هنگامی که به مبارزه می رود این کلمات مسیح را به خاطر می اورد : « دشمنان خود را دوست بدارید.»
v مبارز راه روشنایی بارها ناامید می شود.
او گمان می کند که نخواهد توانست هیجانی را که آرزودارد ایجاد کند.بعدازظهرهای متوالی و شب های بسیاری را طی می کند بی آنکه تغییری در موقعیتش داده شود. هیچ اتفاق تازه ای رخ نمی دهد تا شور و شوق او را زنده کند.
دوستانش می گویند :
« شاید مبارزه اش پایان یافته است .»
مبارز راه روشنایی از شنیدن این سخنان احساس درد و سردرگمی می کند ، چون می داند که هنوز به جایی که می خواهد نرسیده است.
اما او سرسخت و لجباز است و آنچه را تصمیم به انجامش گرفته است رها نمی کند.
آنگاه زمانی که کمتر از همیشه انتظارش را دارد به ناگهان دری باز می شود.
v مبارز راه روشنایی هرگز نسبت به بی عدالتی بی تفاوت نمی ماند.او می داند که همه چیز یکی است و هر عمل یک فرد همه ی انسانهای روی زمین را دامن می گیرد...مبارز راه روشنایی برای این در جهان است که به برادرنش یاری برساند نه برای محکوم کردن دیگران.
v یک مبارز راه روشنایی ای آموزش بنیادین ای_ چینگ ، کتاب تغییرات حاوی حکمت چین باستان را ، رعیت می کند:
« ثبات قدم و پایداری ، مساعد و کارساز است »
v مبارز راه روشنایی همواره داخل کوله پشتی سفرش را وارسی می کند تا این سه چیز را همواره داشته باشد:
«ایمان، امید ، عشق »
پاینده و جاوید ایران
برگرفته از کتاب مبارزان راه روشنایی
پائولو کوئیلو
|