تبليغاتX
میهن سبز
میهن سبز

ز رور گذر كردن انديشه كن پرستيدن دادگر پيشه كن
 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

پيوندهاي روزانه

 



زادگاهم اصفهان
دروووود

نمی دوونم شاید احساسم به اصفهان به خاطر این باشه که زادگاهم هست

اما وقتی تو خیابون چهارباغ راه می رم  و وقتی به ۳۳ پل نزدیک می شم احساسی تو قلبم موج می زنه که " خوشحالم که اهل این دیارم اینجا می موونم تا ذرات بدنم بعد از مرگ جزیی از خاک اون باشه"

این روزا حدود دوسال مردم اصفهان روزای بدی را سپری می کنن

البته نسبت به سال ۱۳۸۰ آرام تر برخورد می کنن

و اون خشک شدن زنده رود اصفهانه

دیشب که بیرون بودم دیدم مردم هنوز به یاد گذشته می رن کنارش و بساط شادیشونو کنار اون پهن می کنن

البته دیگه اون حتی  بوی لجن هم نمی ده

بعضی با تمام شجاعت روی بستر خشکش راه می رن

کنار پل خواجو هنوز به یاد روزایی که رودخوونه آب داشت و مردم کنار پایه های پل می شستند شعر می خووندند مراسم شعر خوانی برگذار می شه

یه عده جوون با هم می خوون و یکیشون گیتار می زنه

زیر پل یکی سنتی می خووونه

یه دسته دیگه هم ضرب گرفتن و یکی اون وسط حرکات موزون انجام می ده

خوشحالم که هنوز این مراسم برگذار می شه

اما دیگه آبی نیست تا کنار اون یه صفایی هم بکنن و با صداش غصه هاشونو یکم فراموش کنن

اصلا نمی توونم تصور کنم این وضع خیلی طولانی بشه

خوب دیگه از خدام نمی شه گله کرد

سوء مدیریت هست

اما می تونیم از خدا برگشتشو را بخوایم

جایی که بتونیم یکم غصه هامونو فراموش کنیم

امید به خدا

سربلندی ایران و ایرانی


جمعه پنجم تیر 1388 توسط محبوبه عمو آقایی



Blog Skin